چکیده: پوست انسان از لایه های مختلفی تشکیل شده که لایه فوقانی آن اپیدرم یا روپوست نام دارد.
نویسنده:
احسانحُسنانی
مدرس اسکین کر و مراقبت از پوست
برای اطلاع از سرفصلهای
پکیج آموزشی
مراقبت از پوست و مو، کلمه پکیج را با واتسپ به شماره 09101971690 بفرستید.
در شکل بالا آن بخشی که با رنگ قرمز و متفاوت مشخص شده است لایه اپیدرم پوست می باشد. همان طور که می بینید در جایی که مو رشد کرده اپیدرم به داخل درم نفوذ کرده است. فولیکول مو در واقع بخشی از اپیدرم است. به همین دلیل هم رنگ اپیدرم نشان داده شده است. فولیکول در واقع فرورفتگی اپیدرم به داخل درم است.
اپیدرم: روپوست
سطحی ترین لایه پوست اپیدرم می باشد که خود از لایه های مختلفی تشکیل شده است. عمقی ترین لایه اپیدرم، لایه بازال نام دارد که در واقع محل زایش سلولهای پوستی می باشد. به همین دلیل آن را لایه زایا نیز می نامند. سلولهای پوستی لایه زایای اپیدرم (کراتینوسیتها) از طریق تقسیم سلولی ظرف مدت یک روز زائیده شده و به یک لایه بالاتر منتقل می شود. سلولهای پوستی اپیدرم در بدو زایش، پر آب بوده و دارای شکل هندسی شبه مکعبی هستند. اما رفته رفته هر چه در طول لایه ها بالاتر می روند و به سطح پوست نزدیک می شوند رطوبت خود را از دست داده، خشکتر و پهنتر می شوند. نهایتا در سطح پوست، به شکل لایه هایی از سلولهای مرده به نام لایه شاخی در می ایند. از زمانی که سلولهای پوستی در لایه بازال اپیدرم تولید می شوند تا وقتی به لایه شاخی برسند حدود دو هفته طول می کشد. حدود دو هفته نیز طول می کشد تا این سلولها در لایه شاخی بالا رفته، خود را به سطح پوست برسانند و نهایتا از پوست جدا شده و بیفتند
اپیدرم- لایه فوقانی پوست
در واقع، وظیفه اصلی اپیدرم، ساختن لایه شاخی است. لایه شاخی از سلولهای مرده و مقاوم به آب تشکیل شده است که توسط مایع بین سلولی (عمدتا ترکیبات پیچیده ای از نوع ترکیبات چرب) به هم متصل شده اند. این ترکیبات چرب نقش اصلی در جلوگیری از هدر رفتن آب از راه پوست را به عهده دارند. لایه شاخی مرتبا در حال شکل گیری و پوسته ریزی می باشد.
. به طور متوسط در هر روز یک لایه سلول مرده از طبقه شاخی جدا می گردد و بنابراین به طور میانگین زمان لازم برای تجدید لایه و تشکیل یک طبقه شاخی جدید (Turnover) حدود دو هفته می باشد.
پوست، تمام قسمت های بدن را پوشانده و از آن محافظت می کند. مو و ناخن از ضمائم پوست هستند.
اپیدرم: روپوست
سطحی ترین لایه پوست اپیدرم می باشد که خود از لایه های مختلفی تشکیل شده است. عمقی ترین لایه اپیدرم، لایه بازال نام دارد که در واقع محل زایش سلولهای پوستی می باشد. به همین دلیل آن را لایه زایا نیز می نامند. سلولهای پوستی لایه زایای اپیدرم (کراتینوسیتها) از طریق تقسیم سلولی ظرف مدت یک روز زائیده شده و به یک لایه بالاتر منتقل می شود.
اپیدرم- لایه فوقانی پوست
درم: میان پوست
همانطور که در شکل دیده می شود، درم در زیر اپیدرم قرار گرفته و توسط یک غشاء از آن جدا شده است. اما مثل اپیدرم ساختار لایه لایه ای ندارد. درم در واقع بستر و محل تغذیه اپیدرم می باشد. استحکام و انعطاف این بستر به علت وجود رشته های کلاژن و الاستین است که به صورت یک شبکه فیبری در سرتاسر درم تنیده شده اند. کلاژن فراوانترین رشته فیبری تشکیل دهنده این بستر است، بطوریکه درصد وزن خشک درم را کلاژن تشکیل می دهد. کلاژن مسئول استحکام پوست است. الاستین نیز یکی دیگر از پروتئینهای فیبری تشکیل دهنده درم است. با وجود اینکه الاستین تنها درصد کل پروتئین های درم را تشکیل می دهد، اما مهمترین عامل کشسانی و قابلیت انعطاف پوست محسوب می شود.
پیگمانتاسیون می تواند هایپر یا هایپو باشد. هایپرپیگمنتاسیون یا هایپرپیگمنتیشن یکی از عوارض پوستی است که در اثر تجمع غیریکنواخت رنگدانه های ملانین در پوست اتفاق می افتد. این عارضه شایع اما بی ضرر است. از 40 سالگی به بعد از هر 3 خانم یک نفر دچار لکه های پیری می شود و از 50 سال به بالا بیش از 90 درصد خانم ها به هایپرپیگمنتیشن مبتلا می شوند. برای از بین بردن کک و مک، لکه های پیری و هایپرپیگمنتاسیون از لیزر می توان استفاده نمود.
تعاریف کلیدی دیگر:
• ملانوسیت: سلول های تولید کننده ملانین که در لایه بازالاپیدرم قرار دارند و ملانین تولید می کنند.
در پوست سه لایه به نام های اپیدرم، درم و هیپودرم وجود دارد. لک های سطحی در اپیدرم تولید می شوند، یعنی در قسمت بالایی پوست.
اول رنگ پوست را با مقیاس فیتز پاتریک یا لنسر مشخص کنید این مقیاس از شماره یک (روشن ترین رنگ) تا شماره شش (تیره ترین رنگ) می باشد. لامپ وود می تواند نور سیاه را ساتع کند و ابزار تشخیص لک های درمی و اپیدرمی است که هنوز به سطح پوست نرسیده اند. لکه های اپیدرم به سطح پوست نزدیکتر هستند به همین علت تیره تر دیده می شوند از مراجعه کننده در مورد مکان لکه ها حتما سوال بپرسید. لکه های هورمونی یا ملاسما در وسط صورت هستند مثل پیشانی، گونه ها و بالای لب.
شوره شکل خفیف درماتیت سبورئیک است که در اثر به همی خوردن نظم ریزش طبیعی سلولهای مرده کف سر ایجاد می شود. شوره های خشک به شکل پودر سفیدرنگ لابه لای موها و روی شانه ها و لباس ریخته و ظاهر می شود. شوره چرب با رنگ زرد ناشی از امیخته شدن با چربی مشخص است و گاهی به جای پودر نرم به شکل لخته های سفید چرب است. گاهی این لخته های چربی کف سر می چسبد و فقط با تکنیک های اسکراب اسکالپ قابل جداسازی است.
شوره در اثر تکثیر بیش از حد سلول های اپیدرم و پوسته پوسته شدن بیش از حد طبیعی پوست سر بوجود می آید.
American Academy of Dermatology
سلولهای لایه شاخی که در طی فرایند کراتینیزه شدن تولید می شوند هسته سلولی ندارند. اما گاهی سلولهای لایه شاخی به صورت ناقص تشکیل می شوند و هسته سلولی در آنها باقی می ماند. علت آن تکثیر و تقسیم بیش از حد سلوهای اپیدرم یا کراتینیزه شدن سریع است که در اثر عواملی مثل التهاب به وجود می آید. به این پدیده پاراکراتوسیس گفته می
شود. حتی در لایه شاخی پوست های سالم سر و صورت هم گاهی تعدادی سلول هسته دار دیده می شود. هر چه پوست صورت زبر تر باشید احتمال اینکه این سلولهای هسته دار در لایه شاخی وجود داشته باشد بیشتر است. در پوست سر هر چه سلولهای هسته دار در لایه شاخی بیشتر باشد شوره بیشتر اتفاق می افتد.
در واقع وقتی تكثیر و تقسیم سلول های اپیدرم بیش از حد انجام می شود و سرعت آن از حد طبیعی خارج می شود سلول ها به جای اینكه و در عرض 28 روز از بنیادی ترین لایه اپیدرم یعنی لایه بازال به سطح پوست بیایند و به صورت منفرد ریزش كنند بعد از 7 الی 8 روز به سطح پوست می آیند. فرایند کراتینیزه شدن در آنها کامل نشده و به همین دلیل هسته های سلولی باقی مانده است. به این ترتیب سلولها به جای اینكه به صورت منفرد و غیرقابل دیدن ریزش كند به صورت لخته ای و قابل دیدن ریزش می كند. سلول های مرده سطح پوست به صورت بهم چسبیده كه به آن شوره یا فلیك می گویند از روی سر جدا می شود.
در مبحث آناتومی پوست اشاره شد كه لایه اپیدرم بعد از 28 روز، نوسازی می شود اما در اثر بهم خوردن این تعادل، این 28 روز به 7 تا 10 روز تقلیل می یابد و این سلول ها به جای اینكه به صورت منفرد و غیرمحسوس از روی سطح پوست جدا شوند، به صورت لخته لخته به یكدیگر چسبیده و چیزی كه ما می بینیم دانه های سفید رنگی است كه به آنها شوره می گوییم.
به دنبال رشد و تکثیر این میکروارگانیسم ها و فعالیت متابولیک آن ها، تری گلیسریدهای موجود در سبوم توسط آنزیم های لیپاز تجزیه می گردد و اسیدهای چرب آزاد (از جمله اولئیک اسید) در سطح پوست سر آزاد می شود. نفوذ این اسیدهای چرب به بخش های فوقانی اپیدرم سبب بروز پاسخ های التهابی در لایه شاخی پوست فرد می گردد. این واکنش های التهابی با تغییر تعادل وضعیت موجود، سبب جدا شدن قطعاتی از سلول های لایه شاخی از سطح پوست می شود که به صورت شوره بروز می نماید.
چرا پوست سر شوره می زند؟
اگرچه با قطعیت نمی توان گفت که فعالیت بیش از حد میکروارگانیسم ها سبب شوره سر می گردد، اما بی تردید این میکروارگانیسم ها در بروز شوره سر نقش دارند.
در مجموع برخی عوامل داخلی و خارجی را می توان برای ایجاد شوره سر برشمرد.
شوره خشک روی شانه مخصوصا وقتی لباسهای تیره می پوشید به شکل پودر سفیدرنگ ظاهر می شود
آشنایی با ریزش موی هورمونی
ریزش موی هورمونی، آندروژنتیک، ارثی
با افزایش سن، تعداد فولیکولهای پوست سر و اندازه آنها کاهش یافته، محور مو نازکتر شده و نتیجتاً ریزش مو افزایش می یابد.
-
عوامل هورمونی
تحقیقات نشان داده است که ریزش موی اندروژنتیک به هورمونهای مردانه (آندروژن ها ) خصوصا تستوسترون و هورمون وابسته به آن یعنی دی هیدروتستوسترون در ارتباط است.
دی هیدروتستوسترون در اثر عمل آنزیم
5α-reductase
بر تستوسترون تشکیل می شود.
دی هیدروتستوسترون با کاهش طول فاز رشد چرخه مو (آناژن) و افزایش طول فاز استراحت (تلوژن) باعث کوچک سازی فولیکول ها و تدریجا ساخت موهای نازکتر و کوتاهتر می شود. نهایتاً این موها به طور کامل محو می شوند.
تحقیقات همچنین نشان داده است که مقدار هورمونهای تستوسترون در بدن افراد طاس طبیعی بوده و فرقی با بقیه ندارد. اما مقدار آنزیم
5α-reductase
، هورمون DHT و رسپتورهای آندروژن در بدن این افراد بیشتر است. فعالیت آنزیم
5α-reductase
در آقایان، در مناطقی از بدن که دچار ریزش مو شده است شدیدتر است.
-
درمال پاپیلا
درمال پاپیلا از گروه بسیار فعالی از سلولها (عمدتاً فیبروبلاست ها) تشکیل شده که قادرند فولیکول را از اپیدرم بسط داده و عمل ساخت تارهای مو را انجام دهند. درمال پاپیلا تولید فولیکول مو را هدایت و مدیریت می کند و این قابلیت را در سرتاسر چرخه مو حفظ می کند. هر چه درمال پاپیلا بزرگتر و سالمتر باشد، سلول های بیشتری تولید می کند. نتیجتاً موهای ضخیمتری توسط فولیکولها ساخته می شود.
اندزه فولیکول مو به حجم درمال پاپیلا بستگی دارد. حجم درمال پاپیلا نیز به تعداد سلول های تشکیل دهنده اش و حجم ماتریس برون سلولی بستگی دارد. مورفولوژی و الگوی رشد سلول های درمال پاپیلا مشابه مورفولوژی و الگوی رشد فیبروبلاست های پوستی است. سلول های درمال پاپیلا مقادیر قابل توجهی از پروتئینهای ماتریس را که با پروتئینهای ماتریس برون سلولی مثل فیبرونکتین و
کلاژن های نوع 1و 3 مشابهت دارند تولید می کنند.
کاهش اندازه سلول های ماتریس پیاز مو و درمال پاپیلای آن با ریزش موی اندروژنتیک در ارتباط است.
اگر ECM بخوبی نوسازی نشود، مو به تدریج استحکام خود را از دست داده، اندازه فولیکول کوچکتر شده، مو نازک شده و می ریزد.
-
التهاب پوست سر
التهاب مزمن فولیکول مو یکی از عوامل شناخته شده ریزش موی اندروژنتیک است. ریز التهابات فولیکولی نیز نقشی تکمیلی در این زمینه ایفا می کنند. واژه «ریزالتهاب» به این جهت پیشنهاد شده است که فرایند التهاب در ریزش موی اندروژنتیک بر خلاف «التهابات کلاسیک» یک پروسه آهسته، ظریف ، بدون درد و فاقد انرژی است. گرما، اصطکاک، پرتوهای فرابنفش و میکروارگانیسمهای طبیعی پوست از عوامل ایجاد کننده التهاب پوست سر می باشند.
پیاز مو بخش پیازی شکل ریشه مو است. بخش میانی پیاز مو به سمت داخل فرو رفته و برآمدگی های درم را احاطه می کند.
بخش پیازی شکل ریشه مو را پیاز مو می گویند. بخش وسط پیاز مو به سمت داخل فرو رفته و درمال پاپیلا را احاطه می کند.
درمال پاپیلا حاوی مویرگ و رشته های عصبی بوده، مواد مغذی و اکسیژن توسط درمال پاپیلا جذب شده و برای ساخته شدن و رشد مو استفاده می شود. سلول های مو که با درمال پاپیلا تماس دارند، ماتریس مو نامیده می شوند. این سلول ها مسئول ساخت مو هستند. به عبارت دیگر، ماتریس مو، مواد مغذی و اکسیژن دریافتی از مویرگ های درمال پاپیلا را جذب نموده و موزایی می کند و برای تقسیم سلولی استفاده می کند. سلول های ملانوسیت که وظیفه ساخت ملانین مو را دارند، بخشی از ماتریس مو می باشند. شکل زیر، یک مدل بزرگنمایی شده از پیاز مو را نشان می دهد.
خطی که در قطر بزرگ بیضی پیاز مو رسم شده را خط بحرانی اوبر می نامند. این خط، مرز بین بخش بالایی و پایینی پیاز مو را تعیین می کند. بخش پایینی پیاز مو در واقع ماتریس مو می باشد که حاوی سلول های در حال تکثیر و متمایز نشده است. تقریباً همه تقسیمات سلولی در نیمه پایینی پیاز مو صورت می گیرد و تقریبا در نیمه بالایی پیاز مو، عمل تکثیر اتفاق نمی افتد.
سلول های ماتریس مو که به طرف نیمه بالایی پیاز مو حرکت می کند، ساقه مو را تشکیل می دهد. آنها رشد می کنند، تکثیر می شوند و مدولا، کورتکس، کوتیکول، غلاف داخلی ریشه مو که از کراتین ساخته شده را تشکیل می دهد. این فرایند شباهت بسیاری با فرایندی دارد که در لایه شاخی پوست اتفاق می افتد. در آنجا نیز، کراتینوسیت های لایه زیرین اپیدرم به طور پیوسته تکثیر شده و به طرف بیرونی سطح مو حرکت می کنند. کراتینوسیت های اپیدرم مسئول فرایند کراتین سازی نرمال هستند و نهایتاً به سلول های کراتین تبدیل می شوند که همگی شبیه یکدیگرند. در فرایند کراتین سازی، همه سلول ها شبیه هم نیستند. سلول های مدولا، کورتکس، کوتیکول و غلاف داخلی ریشه مو به سلول هایی که مورفولوژی خاصی دارند تبدیل می شوند و هر یک نوع خاصی از کراتین هستند.
مو در داخل کیسه های لوله مانندی به نام فولیکول تشکیل شده و از پوست سر بیرون می آورد.
شکل زیر، مقطعی از مو و فولیکول مو را نشان می دهد. اپیدرم در برخی از نواحی پوست به داخل درم فرو رفته و کیسه ای لوله مانند به نام فولیکول مو را تشکیل می دهد. غدد سبابه مستقیما به بخش بالایی فولیکول متصل است. این غدد چربی مورد نیاز برای محافظت و نرمی مو و پوست سر را تأمین می کنند. یک ماهیچه صاف به نام پیلی که تحت اختیار خودش است، به بخش مرکزی فولیکول مو وصل است و با زاویه ای از اپیدرم مو را نگه می دارد. به این ماهیچه، ماهیچه راست کننده می گویند زیرا مو در هنگام احساس سرما توسط این ماهیچه راست می شود.
. در فوقانی ترین بخش بالایی پیاز مو محور طولی سلول ها به سمت خط عمود بر محور فولیکول مو متمایل می شود. وقتی سلول ها تقریبا به فاصله یک سوم بالای فولیکول مو رسیدند لبه بیرونی سلول های کوتیکول تغییر جهت داده، از حالت افقی به حالت عمودی قرار گرفته و مانند پولک های ماهی همدیگر را می پوشاند. سلول های کوتیکول وقتی به نیمه فولیکول می رسند، تقریبا تغییر ساختار و تغییر جهتشان کامل شده است. در این نقطه هسته سلول از دست رفته و در تماس مستقیم با سلول های کورتکس قرار می گیرد.
درمال پاپیلا فولیکول را از اپیدرم بسط داده و عمل ساخت تارهای مو را انجام می دهد.
درمال پاپیلا از گروه بسیار فعالی از سلولها (عمدتاً فیبروبلاست ها) تشکیل شده که قادرند فولیکول را از اپیدرم بسط داده و عمل ساخت تارهای مو را انجام دهند. درمال پاپیلا تولید فولیکول مو را هدایت و مدیریت می کند و این قابلیت را در سرتاسر چرخه مو حفظ می کند. هر چه درمال پاپیلا بزرگتر و سالمتر باشد، سلولهای بیشتری تولید می کند. نتیجتاً موهای ضخیمتری توسط فولیکولها ساخته می شود.
درمال پاپیلا، ماتریس مو، پیاز مو، ماهیچه راست کننده مو، غدد سباسه یا سبابه، شافت مو شامل مدولا، کورتکس و کوتیکول و همچنین ریشه داخلی غلاف مو و ریشه خارجی غلاف مو در این شکل نشان داده شده است.
سینکول - پپتید فاکتور رشد
پپتید سنتزی سه تایی، بیومیمتیک فاکتور رشد بافت TGF، پالمیتولیل تری پپتید 5، تحریک فیبروبلاست و افزایش سنتز کلاژن 1، مهار ماتریس متالوپروتئینازها
Palmitoyl Tripeptide-5 (and) Glycerin (and) Aqua
فاکتور رشد چیست؟
فاکتور رشد (Growth Factor) یک نوع پروتئین یا پپتید سیگنالدهنده است که توسط سلولها ترشح میشود و مثل "پیامرسان" به سلولهای دیگر دستور میدهد:
تقسیم شوند،
تمایز پیدا کنند،
یا پروتئینهایی مثل کلاژن و الاستین بسازند.
انواع مهم فاکتورهای رشد در پوست
EGF (Epidermal Growth Factor): تحریک تقسیم سلولهای اپیدرم ← کمک به ترمیم زخم و بازسازی پوست.
اسیدهای آلفا هیدروکسی دسته ای از اسیدهای کربوکسیلیک هستند که روی اتم کربن آلفای آنها، یک گروه هیدروکسیل نشسته است. کربن آلفا به اتم کربن مجاور با گروه کربوکسیل گفته می شود.
(گلیکولیک اسید)
این ترکیبات
(AHA ها)
به دو دسته طبیعی و سنتزی تقسیم بندی می شوند.
گلایکولیک اسید، رایج ترین و پرمصرف ترین اسید آلفا هیدروکسی است. مولکول کوچکی دارد و از قدرت جذب بالایی برخوردار است.
اسید لاکتیک نسبت به اسید گلایکولیک اسید ضعیف تری بوده، مولکول بزرگتری است، سرعت جذب کمتری دارد، در افراد حساس بهتر تحمل می شود.
اسیدهای مالیک، سیتریک و تارتاریک مصرف پزشکی ندارند زیرا بسیار ضعیف و ملایم هستند.
آلفا هیدروکسی اسیدها چگونه عمل می کنند؟
این مواد با کاهش چسبندگی و ایجاد گسستگی در بین سلول های کورنئوسیت در لایه گرانولار اپیدرم ایجاد پوسته ریزی می کنند.
لایه بردار، اکسفولیانت در محصولات مراقبت از پوست و مو
اسیدهای آلفاهیدروکسی و بتاهیدروکسی تغییراتی در لایه شاخی و لایه دانه دار اپیدرم ایجاد می کنند که باعث کاهش چسبندگی کورنئوسیت ها در نتیجه افزایش سرعت ریزش پوست می شود.
اکسفولیانت ها یا مواد لایه بردار حاوی اسیدهای هیدروکسی هستند که در اپیدرم و درم تغییر ایجاد می کنند. تغییراتی که در اپیدرم ایجاد می شود سریع است و در محل تقاطع لایه شاخی و لایه دانه دار ایجاد می شود. این تغییرات شامل کاهش ضخامت لایه شاخی به علت کاهش چسبندگی کورنئوسیت ها می باشد. تغییرات درم با تأخیر ایجاد می شود و شامل افزایش سنتز گلایکوزآمینوگلایکن ها است. اسیدهای آلفا هیدروکسی (گلیکولیک اسید، لاکتیک اسید و مالیک اسید) که از اپیدرم به درم نفوذ می کنند، از ترکیباتی هستند که روی بخش میانی پوست نیز تغییر ایجاد می کنند.
دپنتنول یا پرو ویتامین B5 برای رطوبت رسانی به پوست و همچنین خواص تسکینی اش در محصولات آرایشی بهداشتی استفاده می شود.
مکانیسم اثر این ویتامین به طور دقیق شناخته نشده است. پانتوتنیک اسید جزیی از ساختار کوآنزیم A می باشد، که در مسیر بیوسنتز اسیدهای چرب نقش دارد. این ویتامین با تأثیر بر ساخت لیپیدها در اصلاح وضعیت چربی های پوست و به دنبال آن وضعیت عملکرد و سلامت پوست مؤثر می باشد و سبب ترمیم زخم می گردد. این ویتامین بر تمایز فیبروبلاست ها و افزایش تولید سلول های اپیدرم نیز تأثیر دارد که بر روند ترمیم زخم مؤثر است.
فاکتور مرطوب کننده طبیعی در محصولات مراقبت از پوست و مو
از هیدرولیز پروتئین فیلاگرین در پوست ترکیباتی مثل هیالورونیک اسید و گلیسیرین تشکیل می شود که عوامل مرطوب کننده طبیعی پوست هستند. فرم سنتز شده این مواد در صنایع آرایشی بهداشتی به عنوان مرطوب کننده استفاده می شوند.
مهم ترین عامل در نگهداری آب پوست و جلوگیری از تبخیر آن مربوط به عوامل مرطوب کننده طبیعی پوست یا NMF است که در داخل سلول های طبقه شاخی قرار گرفته است. این مواد حدود 30-20 درصد وزن خشک کورنئوسیت ها را تشکیل می دهند. بسیاری از این مواد از هیدرولیز فیلاگرین (filaggrine) بدست می اید. این پروتئین غنی از اسیدهای آمینه هیستیدین و گلوتامین است که در هیالوکراتین یافت می شود. فیلاگرین در لایه های پایینی اپیدرم نقش ساختمانی دارد ولی در لایه شاخی به آمینواسیدهای جاذب الرطوبه و با توان اتصال به آب بالا می شکند. از جمله این اسیدهای آمینه می توان به هیستیدین، گلوتامین و آرژینین اشاره نمود
استفاده تبلیغاتی از عوامل مرطوب کننده طبیعی
این ها موادی هستند که به طور طبیعی در داخل پوست قرار دارند. موادی مثل اوره، اسید لاکتیک و فسفولیپیدها. این مواد بهانه خوبی برای تبلیغ برخی شرکت های تولیدکننده مواد آرایشی شده است. اوره در لایه شاخی پوست وجود دارد و اسیدلاکتیک باعث نرم شدن لایه شاخی پوست می شود. وقتی چربی های پوست کم می شود، عمل سدی لایه شاخی مختل می شود و رطوبت پوست از دست می رود. گفته می شود که فسفولیپیدها باعث نفوذ ترکیبات مرطوب کننده به پوست شده و رطوبت پوست را نگه می دارند.
اثر کوتاه مدت مواجهه با آفتاب، تخریب موقت اپیدرم است که به آن آفتاب سوختگی گویند. این عارضه به شکل یک سرخی اندک تا سوختگی دردناک و بروز تاول می تواند بروز کند. شدت یافتن این عارضه حتی می تواند به بروز علایم گرمازدگی منجر شود.
آفتاب سوختگی نتیجه مستقیم آسیب یا تخریب سلول های لایه خاردار و دناتوره شدن پروتئین های این سلول ها است. مواد شبه هیستامینی آزاد شده از این سلول های آسیب دیده، سبب گشاد شدن عروق پوست و بروز اریتما می گردد تورم سلول های اپیدرم و تحریک تکثیر سلول های زایا متعاقباً ایجاد می شود. عوارض ایجاد شده باعث بروز یک سلسله واکنش رادیکالی می شود که علائم آفتاب سوختگی را ایجاد می کنند.
آفتاب سوختگی در چهار سطح بروز می کند
. اریتم خفیف: تغییر رنگ صورتی یا سرخ پوست، که خفیف ولی بارز است و ظرف دقیقه ایجاد می شود.
حدود ۷۷% از وزن خشک بدون چربی درم، از کلاژن تشکیل یافته است.
کلاژن هفت
کلاژن نوع هفت، تشکیل دهنده فیبرهای اتصال دهنده سیستم اتصال درم به اپیدرم است. این سیستم مسئول محکم نگه داشتن اپیدرم بر روی درم است. نشان داده شده است که در هنگام سالخوردگی، تعداد این فیبرهای اتصال دهنده کاهش می یابد.
هر تار کلاژن از فیبریل های به هم تنیده تشکیل شده که فیبریل ها خود از میکروفیبریل ها ساخته شده اند. در درون میکروفیبریل ها مارپیچ های تروپوکلاژن از جنس پپتیدها وجود دارد.
عصب های پوست و حس لامسه
یکی از آنها سلول های مرکل (Merkel) است که در فصل مشترک درم (Derma) و اپیدرم (Epidermis) قرار دارد و یکی از سلول های دندانه دار پوست به شمار می آید.
در کنار لانگرهانس (Langerhans)، ملانوسیت (Melanocyte) در لایه اپیدرم (Epidermis) پوست یک سری سلول به نام مرکل (Merkel) وجود دارد که در واقع اینهاسلول هایی هستند که باعث می شوند لمس خفیف ادراک بشود یا توسط پوست احساس بشود.
پس سلول های مرکل (Merkel) گفتیم که روی فصل مشترک درم (Derma) و اپیدرم (Epidermis) قرار گرفته. خیلی هم شباهت زیادی با ملانوسیت ها (Melanocyte) دارد در واقع زیر میکروسکوپ تشخیص اینها از همدیگر خیلی سخت است.
حالا درست است اینجا با رنگ های متفاوت نشان داده شده است، ولی اینها را جفتش را به شکل سلول های دندانه دار می بینند و خیلی تشخیص دادن اینها از همدیگر آسان نیست.
کراتینوسیت ها بخش عمده سلولهای لایه اپیدرم را تشکیل می دهند و درگیر برنامه تمایز سلولی هستند مشاهده مطلب
لایه شاخی اپیدرم پوست
فوقانی ترین لایه اپیدرم لایه شاخی نام دارد. سلولهای لایه شاخی اپیدرم را کورنئوسیت می نامند.
فوقانی ترین لایه اپیدرملایه شاخی نام دارد.
سلولهای لایه شاخی اپیدرم را کورنئوسیت (corneocyte) می نامند.
کورنئوسیت ها مرده و فاقد حیاتند. اما نقش بسیار با اهمیتی دارند. ساختار لایه شاخی شبیه یک دیوار آجری است. دیواری که آجرهایش را
corneocyte
ها و ملات سیمانی آن را مایعات بین سلولی تشکیل می دهند.
لایه روشن یا شفاف اپیدرم، جایی است که سلول های آن کراتینه و هسته های سلول، متلاشی شده اند.
لایه روشن یا لایه شفافاپیدرم پوست، طبقه ای است که سلول های آن کراتینه و هسته سلول های آن، متلاشی شده است.
گاهی قطرات مواد روغنی در داخل این لایه سلولی دیده می شود که این امر می تواند ناشی از متلاشی شدن لیزوزوم ها باشد.
لایه شفاف عموماً در نقاطی از پوست بدن که ضخامت بالایی دارند، مثل کف دست ها و کف پاها، مشاهده می شود.
Stratum Lucidum
لایه دانه دار اپیدرم از یک تا چهار ردیف، سلول تشکیل شده که هنوز زنده اند و فعالیت های متابولیکی دارند.
این لایه از یک تا چهار ردیف، سلول تشکیل شده است. در این لایه، اپیدرم هنوز زنده است و فعالیت های متابولیکی دارد، اگر چه سلول های پهن این لایه فاقد میتوکندری و دستگاه گلژی می باشند.
سلولهای لایه دانه داراپیدرم را گرانولوسیت (Granulocyte) می نامند.
طبقه دانه دار اپیدرم دارای ماده مهمی به نام کراتوهیالین است. کراتوهیالین که خاستگاه کراتین پوست است در لایه دانه دار ساخته شده و به سمت لایه شاخی حرکت می کند. لایه دانه دار حاوی ماده ای به نام پروفیلاگرین است که پیش ساز سنتز پروتئین فیلاگرین می باشد.
فیلاگرین با تشکیل پل های عرضی با کراتین، سبب افزایش استحکام این پروتئین می گردد.
فصل مشترک درم و اپیدرم از پروتئینهای ساختاری مهمی تشکیل شده که در حفظ یکپارچگی پوست اهمیت دارند مشاهده مطلب
با از هم گسیختن پروتئین های نگهدارنده فصل مشترک درم و اپیدرم، پوست نشست کرده و چروک ها ظاهر می شوند. پروتئین های فصل مشترک درم و اپیدرم که برجستگی ها را نگه می دارد، لامینین 5 و فیبرونکتین هستند.
درم یا لایه میانی پوست
پوست انسان از لایه های مختلفی تشکیل شده که لایه میانی آن درم یا میانپوست نام دارد.
درم: میان پوست
همانطور که در شکل دیده می شود، درم در زیر اپیدرم قرار گرفته و توسط یک غشاء از آن جدا شده است. اما مثل اپیدرم ساختار لایه لایه ای ندارد. درم در واقع بستر و محل تغذیه اپیدرم می باشد. استحکام و انعطاف این بستر به علت وجود رشته های کلاژن و الاستین است که به صورت یک شبکه فیبری در سرتاسر درم تنیده شده اند. کلاژن فراوانترین رشته فیبری تشکیل دهنده این بستر است، بطوریکه درصد وزن خشک درم را کلاژن تشکیل می دهد. کلاژن مسئول استحکام پوست است. الاستین نیز یکی دیگر از پروتئینهای فیبری تشکیل دهنده درم است. با وجود اینکه الاستین تنها درصد کل پروتئین های درم را تشکیل می دهد، اما مهمترین عامل کشسانی و قابلیت انعطاف پوست محسوب می شود.
کلاژن مسئول استحکام است. الاستین مسئول کشسانی پوست است.
فیبرهای کلاژن، الاستین، لامینین، فیبرونکتین و ... در درم توسط سلولهایی به نام فیبروبلاست تولید می شود. اضافی کلاژن و الاستین تولید شده در پوست توسط آنزیمهای تجزیه کننده پروتئین (کلاژناز و الاستاز) تجزیه شده و از بین می رود. در حالت عادی و در سنین جوانی تعادل منظمی بین تولید فیبرها توسط فیبروبلاستها، تجزیه آنها توسط آنزیمهای تجزیه کننده و مهار آنزیمهای تجزیه کننده توسط مهارکننده های طبیعی پوست وجود دارد. در شکل زیر این تعادل به خوبی نشان داده شده است.
برش سطح مقطع پوست. در این شکل درم یا لایه میانی نشان داده شده است.
پوشش اسیدی چیست؟
پوشش اسیدی پوست، مسئول حفاظت از پوست در برابر آلودگی ها، سموم و باکتری ها است.
در خارجی ترین قسمت پوست یعنی روی طبقه شاخی یک روکش اسیدی وجود دارد که به پوست خاصیت اسیدی ملایم می دهد.
این لایه ترکیبی پیچیده از موادی است که از اپیدرم، لایه شاخی، ترشحات عرق و سبوم (ترشحات غدد سبابه) سرچشمه گرفته است. در این ترکیبات هم مواد محلول در آب و هم مواد محلول در چربی دیده می شود.
اسید منتل حاوی اسیدهای چرب آزاد ترشح شده از غدد سبابه است که با اسید لاکتیک و آمینو اسیدهای عرق آمیخته شده است.
ترکیبات تشکیل دهنده روکش اسیدی پوست
مواد محلول در آب روکش اسیدی دو دسته هستند. مواد معدنی و آلی .
ترکیبات معدنی موجود در روکش اسیدی پوست شامل یون های سدیم، پتاسیم، منیزیم، کلسیم و انواع آنیون ها نظیر کلریدها و ... است.
اسیدهای آلی روکش اسیدی پوست
بخش آلی عمدتاً از اسید لاکتیک، اسید سیتریک، اسید بوتیریک، اسید اسکوریک، اوره، آثاری از اسید اوریک با مقادیر اندکی از پلی پپتیدها و اسیدهای آمینه مشاهده می شود.
اسیدهای آمینه روکش اسیدی پوست
مهم ترین اسیدهای آمینه سطح پوست شامل اسید گلوتامیک، اسید اسپارتیک، آرژینین، هیستیدین، لیزین، آلانین، سرین، لوسین، والین، پرولین، گلیکوکول، فنیل آلانین و تیروزین می باشد. در مجموع متجاوز از اسید آمینه در سطح پوست شناسایی شده است. این اسیدها خیلی زود در سطح پوست تشکیل می شوند و از زمان طفولیت و همان هفته های نخست تولد، تقریباً تمام اسیدهای آمینه موجود در پوست بالغین را می توان در پوست اطفال نیز پیدا نمود ولی از نظر کمی با هم اختلاف دارند. منشأ این اسیدهای آمینه چندان مشخص نیست، بعضی از این اسیدها را می توان در ترکیب عرق و همین طور در ترشحات غدد مولد چرب پیدا نمود، بعضی ها از خود اپیدرم ناشی می شوند، به ویژه از طبقات عمقی اپیدرم و تنها اسید آمینه ای که منشأ آن طبقه شاخی است هیستیدین است.
مو یكی از ضمائم پوست است كه به صورت زائده ای باریك و رشته مانند از پوست سر خارج شده است. وظیفه مو محافظت از بدن می باشد. به علت فقدان رشته های عصبی، تارهای مو فاقد هرگونه حس می باشند. مو از دو بخش ساقه و ریشه تشکیل شده که ساقه بخش قابل رویت و ریشه زیر سطح پوست قرار گرفته است. در مورد آناتومی مو بیشتر بدانیم.
وقتی در مورد مو صحبت می کنیم باید توجه داشته باشیم که مو در واقع بخشی از پوست است. یکی از ضمائم پوست است. همانطور که می دانیم پوست از لایه های مختلفی تشکیل شده. فوقانی ترین لایه پوست اپیدرم است . لایه میانی پوست درم نام دارد. در سرتاسر پوست، اپیدرم در نواحی خاصی به داخل درم فرو رفته و کیسه لوله مانندی به نام فولیکول را تشکیل می دهد که مو در آن ساخته شده، رشد می کند و از پوست بیرون می آید. آن بخشی از مو که هنوز از پوست بیرون نیامده را ریشه مو و بخشی از مو را که بیرون از سطح پوست است و دیده می شود را ساقه یا محور مو می نامیم.
وظیفه اصلی مو محافظت از بدن است. مثلا موی سر از جمجمه محافظت می کند. موی ابرو از ورود عرق پیشانی به داخل چشم جلوگیری نموده و مژه ها همانند سایبانی از چشم در برابر آفتاب محافظت می کنند.
این ماهیچه که
arrector pili
یا عضله راست کننده
نام دارد و
به اختصار پیلی نامیده می شود، تحت اراده ما نیست.
عضله راست کننده
به بخش مرکزی فولیکول مو وصل است و با زاویه ای از اپیدرم، مو را نگه می دارد. مو در هنگام احساس سرما توسط این ماهیچه راست می شود.
غدد سبابه
غدد سبابه مستقیما به بخش بالایی فولیکول متصل است. این غدد، چربی مورد نیاز برای محافظت و نرمی مو و پوست سر را تأمین می کنند.
در مورد کوتیکول مو بیشتر بدانیم
درمال پاپیلا
در پایه فولیکول برآمدگی کوچکی حاوی مویرگ یا رگ های خونی ریز وجود دارد که سلول ها را تغذیه می کنند.
این برآمدگی های درم، درمال پاپیلا نامیده می شود.
درمال پاپیلا که توسط مویرگها تغذیه شده و مواد مغذی مورد نیاز برای ساخت موهای جدید را دریافت می کند، نقش حیاتی در تقابلات درم و اپیدرم داشته و اهمیت زیادی در تشکیل و چرخه رشد مو دارد.
لایه های مو
فولیکول مو
فولیکول مو بخش تونل مانند اپیدرم است که تا پایین درم ادامه می یابد.
تبخیر نامحسوس آب از سطح پوست توسط دستگاهی که مجهز به پروب بوده و روی پوست دست گذاشته می شود، قابل اندازه گیری است. این کمیت تبخیر نامحسوس آب از سطح پوست را که با چشم غیرمسلح و حتی میکروسکوپ هم دیده نمی شود اندازه می گیرد. اتلاف آب ترانس اپیدرمال با تبخیر محسوس آب از پوست در اثر تعریق فرق می کند.
تبخیر آب از سطح پوست و از طریق لایه اپیدرم دو نوع است:
•
تبخیر محسوس آب (Sensible Water Loss) که ناشی از فعالیت غدد مولد عرق است و در بالاتر از یک دمای بحرانی در حوالی
درجه سانتی گراد
قطرات عرق با چشم معمولی قابل رویت است.
•
تبخیر نامحسوس آب (Insensible Water Loss)، این اتلاف آب را نمی توان با چشم غیرمسلح و حتی میکروسکوپ مشاهده نمود؛ چون آب حتی پیش از رسیدن به سطح پوست به صورت بخار درآمده است.
این نوع تبخیر را
Transepidermal water loss
و به اختصار
TEWL
می گویند که
تبخیر نامحسوس آب از اپیدرم (شکری، ص 19)، تبخیر نامحسوس آب از سطح پوست (شکری، ص 42) و تبخیر نامحسوس پوست (سعیدی، ص 85) نیز ترجمه شده است.
Source: medicaljournals.se
برای به دست آوردن اطلاعات در خصوص عملکرد سدی اپیدرم در بیماران مبتلا به درماتیت آتوپیک، اتلاف رطوبت پوستی مطالعه شد. اندازه گیری ها روی سه ناحیه مختلف بدن در دو گروه از بیمارانی که مبتلا به درماتیت آتوپیک بودند و یک گروه دیگر که گروه کنترل نام داشتند و از پوست سالمی برخوردار بودند، انجام شد. اتلاف ترانس اپیدرمال رطوبت هم در بیماران مبتلا به درماتیت آتوپیک با پوست خشک غیراگزمایی و هم در بیماران مبتلا به درماتیت آتوپیک با پوست نرمال افزایش پیدا کرد. اما در بیماران با پوست خشک، مقدار این کمیت بیشتر بود. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که نقص اولیه در خاصیت سدی اپیدرم موجب بروز این حالت شده است.
برنزه کردن پوست بدن بدون آفتاب و با استفاده از اتوبرنزه کننده ها
یکی از معایب برنزه کردن با آفتاب این است که پوست در معرض پرتوهای فرابننفش خورشید قرار می گیرد و ممکن است آسیب ببیند. به همین علت روش ایمن تری به نام برنزه کردن بدون آفتاب با برنزه کننده ها ی خودکار یا اتوبرنزه کننده ها ابداع شد. در این مقاله روش صحیح برنزه کردن بدون آفتاب برای شما شرح داده می شود.
به حمام برويد و پس از شستشوي بدن خود با شامپو بدن با استفاده از يك ليف زبر و بدن شوي اسكراب بدن خود را به صورت عمقي تميز كنيد و جاهایی که اپیدرم ضخیم است زير مثل آرنج، زانوها و قوزك پا و پاشنه پا را به خوبي مالش دهيد. از محصولاتي كه بر پايه روغن هستند براي شستشوي صورت استفاده نكنيد زيرا روغن به جا مانده بر روي پوست موجب خط انداختن برنزه كننده مي شود.
وقتی که پوست در معرض حملات پرتوهای نور آفتاب قرار می گیرد، ملانین سازی تازه آغاز می شود. به تدریج ملانین بیشتر و بیشتری در اعماق اپیدرم ساخته می شود و بعد از دو هفته میزان ملانین در پوست به حداکثر خود می رسد. اما دو هفته زمان زیادی است. یک مسافرت تابستانی معمولاً دو هفته به طول می انجامد. در این دو هفته، نور خورشید فرصت کافی دارد تا به سلول های پوست آسیب برساند.
ترکیب دی هیدروکسی استون و اریترولوز در برنزه کننده های مصنوعی یا اتوبرنزه کننده ها استفاده می شود.
فلسفه لایه برداری – پیلینگ چیست و چرا انجام می شود؟
در لایه اپیدرم پوست، دو پدیده همیشه در حال انجام است: نوسازی سلولی و ریزش سلولی. نوسازی سلولی را کراتینیزاسیون می گوییم و ریزش سلولی را دسکواماسیون. سرعت نوسازی سلولی در یک پوست سالم برابر ریزش سلولی است یعنی به همان تعداد که از سطح پوست سلول مرده می ریزد، تقریبا به همان تعداد نیز سلول تازه در لایه زایای اپیدرم تولید می شود. این دو همواره در تعادل هستند. هرگاه این تعادل به هم بخورد. مثلا ریزش سلولی بیشتر شود، خود به خود نوسازی سلولی نیز افزایش می یابد تا جبران کند. در لایه برداری یه صورت کنترل شده و با استفاده از مواد لایه بردار، ریزش سلولی را افزایش می دهیم. به این ترتیب، پوست برای اینکه بتواند این آسیب را جبران کند شروع به سلولسازی می کند به این ترتیب، پوست شاداب تر و جوان تر می شود. لایه برداری همچنین باعث می شود تیرگی پوست برطرف شود زیرا رنگدانه های ملانین که قبلا دراعماق اپیدرم ساخته شده بودند و به لایه های بالایی مهاجرت کردند، از پوست زدوده می شود. با لایه برداری همچنین درب منافذ پوست باز می شود. هوا به داخل منافذ پوست جریان پیدا می کند و باکتری های بی هوازی، که در اثر مسدود شدن منافذ وانباشت چربی ایجاد شده بود از بین می روند. به این ترتیب لایه برداری هم موجب جوان سازی می شود، هم لک را کاهش می دهد و پوست را روشن می کند و هم باعث می شود که کومدون ها ای جوش های سرسفید و سرسیاه زدوده شوند.
لایه اپیدرم خود از لایه های زیر تشکیل شده است:
اگر دقت کرده باشید آقایانی که کشاورزی می کنند یا آقایانی که وزنه برداری می کنند کف دستشان پینه بسته است. آن ها افرادی هستند که لایه شاخی شان بیش از حد ضخیم شده است.
حساسیت پوست
حال حالت برعکس را در نظر بگیرید. موقعی را در نظر بگیرید که ریزش سطح سلولی یا D خیلی بزرگتر از K باشد. در آن صورت اپیدرم نازک می شود و پوست حساس می شود. حساسیت پوست یکی از عواملش این است.
با لایه برداری منظم و روزانه ضخامت لایه اپیدرم به مرور زمان افزایش پیدا می کند و پوست جوان می شود. اما کار به این جا ختم نمی شود. لایه برداری فواید بی شماری دارد. این یکی از آن ها بود دوتا فایده دیگر به شما می گویم:
لک را کاهش می دهد،
آکنه را کاهش می دهد .
گرین پیل چیست؟ برای چه پوستهایی مناسب است؟ بررسی کامل مزایا و معایب
گرین پیل (Green Peel) یک روش لایهبرداری و بازسازی طبیعی پوست است که با استفاده از ترکیبات گیاهی مانند جلبکها و اسپیکیولها (سوزنهای گیاهی بسیار ریز) انجام میشود. این روش بدون مواد شیمیایی و با تحریک ملایم پوست، به جوانسازی، کاهش لک، بهبود بافت پوست و کاهش منافذ کمک میکند. گرین پیل با فعالسازی گردش خون و بازسازی سلولی، گزینهای مناسب برای افرادی است که به دنبال پاکسازی عمقی و روشنتر شدن پوست خود بهصورت ایمن و تدریجی هستند.
- اسپیکیولها: ساختارهای میکروسکوپی منشأ طبیعی (اغلب از اسفنج دریایی) با خاصیت نفوذ به پوست و تحریک نوسازی سلولی
مکانیسم عملکرد گرین پیل
1. نفوذ اسپیکیولها به لایه اپیدرم و تحریک مکانیکی پوست
میکرودرم ابریژن یک روش لایهبرداری پوست است. در این روش، لایه بیرونی پوست (اپیدرم) با استفاده از یک دستگاه مخصوص که کریستالهای ریز یا نوک الماسی دارد، ساییده می شود.
تفاوت میکرودرم ابرژن و درم ابرژن لایه برداری عمقی به نام درم ابریژن هم داریم که اثرات جانبی منفی زیادی دارد. به عبارت دیگر عوارض آن مثل لک، اسکار و عفونت زیاد است. در درم ابرژن اپیدرم را برمی دارند و به درم می رسند. این روش اگر خوب انجام شود اثر عالی دارد اما معمولاً عوارض زیادی دارد و به همین علت به ندرت انجام می شود.
ملانوسیتها سلولهای کلیدی تولید رنگ پوست هستند که با تولید ملانین از پوست در برابر آسیبهای محیطی بهویژه اشعه UV محافظت میکنند. تفاوت رنگ پوست بیشتر به میزان فعالیت این سلولها مربوط است تا تعداد آنها. اختلال در عملکرد ملانوسیتها میتواند باعث لک، روشن شدن غیرطبیعی یا حتی سرطان پوست شود.
ملانوسیت سلول هایی هستند که در بخش پایینی اپیدرم پوست قرار گرفته و مسئولیت ساخت رنگدانه های ملانین را به عهده دارند.
ملانین رنگدانه ای است که رنگ پوست و مو را تشکیل می دهد.
ملانوسیت های پوست
بعد از اینکه ملانین در ملانوسیت های اپیدرم پوست ساخته شد، به کراتینوسیت های اپیدرم منتقل می شود و رنگ طبیعی پوست را تشکیل می دهد.
ملانوسیت ها، سلول های دندانه دار هستند که ملانین تولید می کنند و رنگدانه های ملانین تولید شده از طریق دندانه ها وارد کراتینوسیت های مجاور می شود
ملانین چیست؟
ملانین رنگدانه اصلی پوست و مو است که در سلولهای ملانوسیت ساخته می شود. ملانین رنگدانهای حیاتی است که علاوه بر تعیین رنگ پوست، نقش مهمی در محافظت از بدن در برابر اشعه UV دارد. تولید این ماده توسط ملانوسیتها انجام میشود و تعادل در تولید آن برای سلامت و یکنواختی رنگ پوست اهمیت زیادی دارد. مشاهده مطلب
ملانوژنز یا سنتز ملانین در پوست از اسید آمینه تایروسین شروع شده و با کاتالیزگری تیروزیناز پس از عبور از DOPA و دوپاکینون، دو نوع رنگدانه به نام های یوملانین و فائوملانین تولید می شود. این فرآیند کاملاً تنظیمشده، چندمرحلهای و تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، هورمونی و محیطی (بهخصوص UV) است.
سنتز و توزیع ملانین در اپیدرم شامل مراحل زیر می باشد:
پوست انسان سد نفوذ ناپذیری است که مواد به آسانی به داخل آن نفوذ نمی کند. به همین دلیل باید راه هایی پیدا کرد که بتوانیم مواد موثره و ترکیبات دارویی را به داخل پوست وارد کنیم. یکی از این راه ها که ساده ترین آن ها هم هست، این است که سایز آنها را کاهش دهیم. مثلا کلاژن و الاستین مولکول های بزرگی هستند و به راحتی به پوست نفوذ نمی کنند. آنها از جنس پروتئین هستند. ولی اگر پروتئین را کوچک کنیم به پپتیدها واسیدهای آمینه تبدیل می شوند. پپتیدها و اسیدهای آمینه راحت تر به داخل پوست نفوذ میکنند. یا مثلا هیالورونیک اسید یک مولکول پلیمری است و از تعداد زیادی واحد همشکل تشکیل شده است. کوچک کردن سایز هیالورونیک اسید می تواند به افزایش نفوذ آن کمک کند.
می گویند که مگر پوست لایه لایه نیست؟ مگر نمی گوییم پوست از لایه نفوذ ناپذیر تشکیل شده است؟ آن لایه اپیدرم (Epidermis) یک سد نفوذ ناپذیر در برابر مواد است، چه از بیرون به داخل چه از داخل به بیرون. پس از کجا معلوم ترکیباتی که در داخل کرم ها است به داخل لایه های میانی پوست نفوذ کند و واقعا کار خودش را انجام بدهد و واقعا هم این سوال، سوال مهمی است.
این چیزی که در این شکل می بینید لایه های پوست است. همان طور که می بینید یک لایه فوقانی دارد به نام اپیدرم که انگلیسی اش می شود اپیدرمیس (Epidermis) همان طور که در این شکل نوشته شده است، لایه بعدی می شود درم یا درما (Derma) به انگلیسی و یک لایه زیری هم دارد که به آن می گوییم هیپودرم (Hypodermis) یا ساب کیوتیس لیر (Subcutis layer) که در واقع اسمش را می گذارند لایه زیرپوستی یا هیپودرم هم بعضی جاها به آن می گویند.
خوب من می خواهم در مورد اپیدرم با شما صحبت کنم. مجبورم که یک مقداری این را زوم بکنم، یعنی قسمت بالای پوست را زوم بکنم. این جا در این شکل شما دارید اپیدرم را می بینید. لایه ها ی مختلف اپیدرم در این شکل نشان داده شده است. فرق اپیدرم با درمیس این است اپیدرمیس فرقس با درمیس این است اپیدرم خودش مطبق است، خودش لایه لایه است. ببینید لایه فوقانی لایه شاخی (Stratum corneum) است، پایین می آیید لایه شفاف (Stratum lucidum) می شود، لایه دانه دار (Stratum granulosum)، دوباره بیا پایین تر لایه خاردار Stratum spinosum) )، دوباره بیا پایین تر می شود لایه بازال (Stratum basale). این ها لایه های مختلف اپیدرم هستند.
تابش خورشید، دخانیات، الکل و تغذیه نامناسب 4 عامل بیرونی پیر شدن پوست است. اما بیش از 90 درصد پیری پوست به علت مواجهه با نور آفتاب اتفاق می افتد. برخی دانشمندان پیری پوست را به دو نوع ژنتیکی و نوری تقسیم بندی می کنند. افزایش رادیکال های آزاد، افزایش فعالیت آنزیم های تجزیه کننده پروتئین، کاهش فاکتورهای رشد و کاهش قدرت اتصال درم و اپیدرم از جمله عوامل پیری پوست می باشند.
مساحت فصل مشترک درم و اپیدرم کاهش یافته، نتیجتاً پوست شکننده تر شده و مواد غذایی کمتری بین لایه های درم و اپیدرم مبادله می شود.
نرخ نوسازی سلولی کاهش یافته، بنیه اپیدرم ضعیف شده ، زخمها دیرتر بهبود می یابند و پوسته ریزی غیر طبیعی مشاهده می شود. نتیجتاً پوست خشک و کدر به نظر می رسد.
افزایش فعالیت آنزیم های پروتئولیتیک (تجزیه پروتئین ها)
تجزیه پروتئین ها توسط آنزیم های ماتریس متالوپروتئیناز انجام می شود. این آنزیم ها مسئول تجزیه پروتئین های ساختاری پوست مثل کلاژن، لامینین ، فیبرونکتین و الاستین هستند. برای تضمین هم ایستایی پوست، فعالیت آنزیم های ماتریس متالوپروتئیناز (MMPs) باید به خوبی توسط پروتئین هایی که «مهارکننده های بافتی متالوپروتئینازها » ( TIMPs ) نام دارند تنظیم شود. از بین رفتن تعادل بین فعال سازی و مهار MMP ها نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی پیری پوست دارند. کاهش میزان تولید TIMP و افزایش میزان تولید MMP هر دو موجب پیری پوست می شوند.
کاهش فاکتورهای رشد
فاکتور های رشد پپتیدهایی هستند که بدن آنها را تولید کرده و برای تعدیل فعالیت سلولی از آنها استفاده می کند. «فاکتور رشد تبدیلی » (TGF-b) در صنایع آرایشی اهمیت زیادی دارد زیرا نقش مهمی در تنظیم سنتز پروتئین های ماتریس برون سلولی دارد.
کاهش اتصال درم و اپیدرم
سلول برای ادامه حیات خود نیاز به یک ماتریس دارد تا جای خود را در آن محکم کند. متاسفانه فرایند پیری، موجب کاهش تولید رشته های سازنده این ماتریس و افزایش تخریب آنها می شود. این امر موجب تضعیف ساختار DEJ و پهن شدن آن می شود. این تغییرات ساختاری موجب کاهش مساحت در دسترس برای تبادل موادغذایی و تخلیه محصولات جانبی متابولیسم بین درم و اپیدرم می شود. در نتیجه نرخ نوسازی سلول ها در اپیدرم کاهش یافته و رادیکال های آزاد در اپیدرم تجمع می کنند. حفظ و ترمیم برهمکنش های سلول- ماتریس در فصل مشترک درم و اپیدرم موجب شادابی و جوانی پوست می شود.
در این مقاله به دو روش آرایشی بهداشتی مبارزه با پیری پوست که رطوبت رسانی و لایه برداری از پوست هستند اشاره می شود. روشهای جراحی در جای دیگری توضیح داده می شود.
کلئوپاترا برای تمیز کردن پوست خود حمام شیر می گرفت!
سالیسیلیک اسید نیز که یک اسید بتاهیدروکسی است به پوسته اندازی لایه شاخی کمک می کند. این ماده تاثیر چندانی بر کاهش محتوی آب لایه شاخی پوست ندارد به همین علت موجب سوزش و خارش پوست نمی شود . اسیدهای بتاهیدروکسی به صورت عمقی در اپیدرم (لایه روپوست) نفوذ نمی کنند.
استفاده منظم از محصولات حاوی هیدروکسی اسیدها می تواند خطوط نازک و چروک های ریز پوست را از طریق آبرسانی و پوست اندازی محوتر نمایند.
مطالعات بالینی یکی از روش های ارزیابی اثربخشی محصولات آرایشی بهداشتی است. انجام این آزمایشات در ایران به کمک آزمایشگاه های درمالب در مرکز تحقیقات پوست و جذام قابل انجام است.
• اندازه گیری میزان تبخیر آب از اپیدرم با دستگاه توامتر
رطوبت رسانی به پوست یکی از مهمترین مراحل برنامه مراقبت از پوست می باشد. مرطوب کننده های امروزی با مکانیزم جذب رطوبت از محیط، تجدید مداوم مواد مغذی و ترمیم پوست می توانند با خشکی پوست مقابله نمایند.
2- رطوبت رسانی پیوسته به اپیدرم با تجدید مداوم ترکیبات مغذی